غزل شمارهٔ ۱۰۴۸

غزلیات

هر کجا حسن خوشی می نگرم
جان به عشق تو به او می سپرم

نگرانم به جمال خوبان
چه کنم حسن تو را می نگرم

دم به دم کلک خیالت به کرم
صورتی نقش کند در نظرم

می خورم جام می عشق مدام
غم بیهودهٔ عالم نخورم

به هوای در میخانهٔ تو
از سر هر دو جهان در گذرم

تا ز اسرار می و دیر مغان
خبری یافته ام بی خبرم

بندهٔ سید سرمستانم
پیش رندان جهان معتبرم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}