غزل شمارهٔ ۱۰۵۴

غزلیات

خوش خیالی را به خوبی دیده ام
حضرت عالیجنابی دیده ام

دیده ام آئینهٔ گیتی نما
آفتابی مه نقابی دیده ام

هفت دریا در نظر آورده ام
از محیطش یک حبابی دیده ام

دیده ام روشن به نور روی اوست
آن چنان نوری در آبی دیده ام

غیر او دیگر نیاید در نظر
هر چه دیدم بی حجابی دیده ام

صورت و معنی عالم یافتم
جسم و جان ، جام و شرابی دیده ام

در خرابات مغان گشتم بسی
سید مست خرابی دیده ام

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}