غزل شمارهٔ ۱۰۵۵

غزلیات

نیم شب خوش آفتابی دیده ام
آفتابی مه نقابی دیده ام

دیده ام روشن به نور روی اوست
تا نپنداری که خوابی دیده ام

در رخ هر ذره ای کردم نظر
از همه رو آفتابی دیده ام

آن چنان آب حیاتی یافتم
لاجرم در دیده آبی دیده ام

بی وجود حضرت او کاینات
در عدم شکل سرابی دیده ام

مدتی شد تا نمی بینم حجاب
زان که این دیده حجابی دیده ام

نعمت الله را اگر یابی بگو
عاشق و مست و خرابی دیده ام

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}