غزل شمارهٔ ۱۰۶۹

غزلیات

غرقهٔ آب و آب می جویم
در تحیر که بحر یا جویم

این عجب بین که عاشق خویشم
عین مطلوب و طالب اویم

پیر خمارم و به جرعهٔ می
خرقهٔ خود مدام می شویم

در خرابات عشق مست و خراب
سخن عاشقانه می گویم

آمدم مست بر سر میدان
عشق چوگان و عالمی گویم

بلبل گلستان معشوقم
گل گلزار عشق می بویم

نعمت الله حق است از آن شب و روز
من حق خویشتن از او جویم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}