غزل شمارهٔ ۱۲۵۹

غزلیات

آب می جوئی بیا با ما نشین
تشنه ای با ما درین دریا نشین

خیز دستی برفشان پائی بکوب
آنگهی مستانه خوش اینجا نشین

چون در آمد عشق عقل از جا برفت
پست شد آن خواجهٔ بالا نشین

خط موهوم است عالم طرح کن
بر سریر سر او ادنی نشین

بحری ای باید درین دریای ما
خود کی آید سوی ما صحرانشین

عقل را از در بران گر عاشقی
پیش آن معشوق بی همتا نشنین

نعمت الله را ببین در عین ما
عارفانه خوش بیا با ما نشین

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}