غزل شمارهٔ ۱۳۳۵

غزلیات

مستانه ز خویشتن فنا شو
رندانه بیا حریف ما شو

چون هستی اوست هستی ما
بگذر ز خود آ و با خدا شو

بر دار فنا بر آ چو منصور
سردار سراچهٔ بقا شو

مائیم نوای بینوایان
دریاب نوا و بانوا شو

تا چند به گرد بحر گردی
در بحر درآ و آشنا شو

میخانهٔ عاشقانه دریاب
فارغ ز وجود دو سرا شو

سید شاه است و بنده بنده
شاهی طلبی برو گدا شو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}