غزل شمارهٔ ۱۳۷۰

غزلیات

عمر بر باد می رود بی او
کی بود زندگی چنین نیکو

نفسی عمر را غنیمت دان
حاصل عمر خود ز خود می جو

ما چنین مست و عقل مخمور است
گو برو هر چه بایدش می گو

در دلم جز یکی نمی گنجد
غیر آن یک بگو که دیگر کو

گر هزار است و گر هزار هزار
نزد عارف یکیست بی من و تو

احول است آن که یک به دو بیند
تو چو احول نه ای نبینی دو

ذکر سید همیشه این باشد
وحده لا اله الا هو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}