غزل شمارهٔ ۱۳۷۱

غزلیات

کهنه است این شراب و جامش نو
عین هر دو یکی و نامش دو

در دو عالم خدا یکی است یکی
جز یکی در وجود دیگر کو

دو نگویم نه مشرکم حاشا
وحده لا اله الا هو

همه روئی به سوی او دارند
لاجرم جمله را بود یک رو

گاهی آب حباب و گه موج است
گاه در بحر و گه بود در جو

هر چه محبوب می کند بد نیست
همه افعال او بود نیکو

همه ممنون نعمت اللهیم
نعمت الله از همه می جو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}