غزل شمارهٔ ۱۳۷۲

غزلیات

می فراوان است اینجا جام کو
دُرد و دردش هست درد آشام کو

ای که می گوئی دمی آرام گیر
با چنین دردی مرا آرام کو

گر نشان و نام می جوئی مجو
در عدم ما را نشان و نام کو

زلف و خالش مرغ دلها صید کرد
خوبتر زان دانه و آن دام کو

جام می در دور می گردد مدام
عشق را آغاز یا انجام کو

شمس تبریزی ز مصر آمد برون
آفتابی آن چنان در شام کو

نعمت الله مست و جام می به دست
همچو او رندی درین ایام کو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}