غزل شمارهٔ ۱۳۸۴

غزلیات

عشق او شمع خوشی افروخته
جان من پروانهٔ پر سوخته

عشقبازی کار آتش بازی است
او چنین کاری مرا آموخته

چشم بندی بین که نور چشم من
رو گشوده دیده‌ام را دوخته

سود من بنگر که سودا کرده‌ام
می خریده زاهدی بفروخته

نعمت او نعمت‌اللّه من است
دل چنین خوش نعمتی اندوخته

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}