غزل شمارهٔ ۱۴۷۵

غزلیات

نعمت الله نمی شود فانی
این چنین دانی ار مسلمانی

عارف ار خرقه ای براندازد
نقش بندد خیال سبحانی

هر که او جان فدای جانان کرد
شاید ار گوئیش که جانانی

یک حقیقت به هر زبان گویا
خوش کلامی بود اگر خوانی

سر زلفش اگر به دست آری
جمع گردی ازین پریشانی

قول سید شنو که سلطان است
چه کنی گفته های خاقانی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}