غزل شمارهٔ ۱۴۸۷

غزلیات

بی درد دلی دوا نیابی
بی رنج تنی شفا نیابی

در عین فنا بقا توان یافت
ناگشته فنا بقا نیابی

تا ترک خودی خود نگوئی
چون ما به خدا خدا نیابی

عاشق شو و عقل را رها کن
کز عقل دنی وفا نیابی

بیگانه مشو که در خرابات
رندی چو من آشنا نیابی

جز بر در بارگاه وحدت
ای یار مجو مرا نیابی

ساقی خوشی چو نعمت الله
در میکده حالیا نیایی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}