غزل شمارهٔ ۱۴۹۳

غزلیات

هنر از بی هنر چه می پرسی
ذوق عیسی ز خر چه می پرسی

نور خورشید را به او می بین
آفتاب از قمر چه می پرسی

لیس فی الدار غیره دیار
غیر او ای پسر چه می پرسی

لب او بوسه ده شکر آن است
با لبش از شکر چه می پرسی

عشق مست است و عقل مخمور است
خبر از بی خبر چه می پرسی

خیر وشر را به این و آن بگذار
قصهٔ خیر و شر چه می پرسی

نعمت الله بگو چه می گوئی
هست حال این دگر چه می پرسی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}