غزل شمارهٔ ۱۵۲۹

غزلیات

هر مرده که شد به جام می حی
باشد جاوید زنده از وی

ساقی قدحی شراب پر کن
از بهر خدا بده پیاپی

گوئی که ز باده توبه کردی
ای مونس جان عاشقان کی

ای عشق بیا که جان مائی
ای عقل برو ز بزم ماهی

مستیم و خراب لاابالی
ساغر بر دست و گوش برنی

رندانه حریف مست عشقیم
سجادهٔ زهد کرده ام طی

در مجلس عشق نعمت الله
جامیست جهان نما پر از می

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}