شمارهٔ ۵۷

اشعار منتسب

مدتی شد کآتش سودای تو در جان ماست
زآن تمنایی که دایم در دل ویران ماست

مردم چشمم به خوناب جگر غرقند از آن
چشمهٔ مهر رخش در سینهٔ نالان ماست

آب حیوان قطره‌ای زآن لعل همچون شکر است
قرص خور عکسی ز روی آن مه تابان ماست

تا نفحت فیه من روحی شنیدم شد یقین
بر من این معنی که ما زآن وی و او زان ماست

حافظا تا روز آخر شکر این نعمت گزار
کآن صنم از روز اول مونس و مهمان ماست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}