شمارهٔ ۳۱

غزلیات

از عنبرت غبار چو بر یاسمین نشست
شرمنده گشت نافه و در ملک چین نشست

شد خاک راه جمله تنم زان طمع که دید
آمد خدنگ ناز تو و بر زمین نشست

هر ناوکی که بر دلم از غمزه‌ات نشست
از بهر بردن خرد و عقل و دین نشست

درکوی دوست این دل سرگشته صبح و شام
از بهر شام طره و صبح جبین نشست

گفتی که تیغ میکشم و میکشم تو را
بر درگه تو شاهدی از بهر این نشست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}