شمارهٔ ۳۲

غزلیات

چو بر دل لشکر دل از کمین ریخت
قرار و صبر و هوش از عقل و دین ریخت

چو دیدم غمزه‌اش فتان دین است
بگفتم خون خلقی بر زمین ریخت

چو بر گلبرگ تر زد حلقه سنبل
غبار مشک را بر یاسمین ریخت

ز لعلش آب حیوان زندگی یافت
چو از کوثر درون ماء معین ریخت

دمادم شاهدی بهر نثارش
ز هجر دیده بر در ثمین ریخت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}