شمارهٔ ۱۱۷

غزلیات

ما سالها مقیم در یار بوده ایم
اندر حریم محرم اسرار بوده ایم

با یار خوشخرامم و خندان بکام دل
بیزحمت و مشقت اغیار بوده ایم

اندر حرم مجاور و در کعبه معتکف
بی قطع راه و وادی خونخوار بوده ایم

پیش از ظهور این قفس تنگ کاینات
ما عندلیب گلشن اسرا بوده ایم

چنیدن هزار سال در اوج فضای قدس
بی پر و بال طایر و طیّار بوده ایم

والاتر از مظاهر اسماء ذات او
بالاتر از ظهور و ز اظهار بوده ایم

هم نقطه که اصل وجود است دایره
هم گرد نقطه دایر و دوّار بوده ایم

بی ما و بی شما کجا و کدام و کی
بی چند و چون و اندک و بسیار بوده ایم

با مغربی مغارب اسرار گشته ایم
بیمغربی مشارق انوار بوده ایم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}