شمارهٔ ۱۷۴

غزلیات

مرا به خلوت جان دلبریست پنهانی
که هست جان دلم در جمال او فانی

در آنمقام که جانان جمال بنماید
بود مقام دل و جان فنل و حیرانی

سریر سلطنت ذات ایزدیست دلم
چنانکه عرش مجید است عرش رحمانی

ترا به حسن و جمال آنچنان که ثانی نیست
مرا بعشق تو هم نیست در جهان ثانی

کجا برم دل و جان را که در مقام فنا
تو هم دلی بحقیقت مرا و هم جانی

ز‌من تو جمله ربودی و جمله ام گشتی
چو جمله ام توئی اکنون مرا چه میخوانی

توئی مرا بدل دل اگر چه دلداری
توئی مرا عوض جان اگرچه جانانی

ز چشم من همه و اکنون توئی که میبینی
ز عقل من همه اکنون توئی که میدانی

ز مغربی بشنو بعد ازین اگر شنوی
ز او ندای انالحق و قول سبحانی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}