بخش ۷ - تمثیل

نان و پنیر

بی‌نمازی با یکی از اهل راز
خواست گوید علت ترک نماز

گفت : هر وقتی که کردم قصد آن
آفتی آمد به مالم، ناگهان

و آن دگر گفتش که من کردم نماز
مدتی بسیار و شبهای دراز

تا برون آیم ز فقر و احتیاج
گیرد آن دکان و بازارم رواج

حاصلی از وی توقع داشتم
چون نشد، یکبارگی بگذاشتم

این بود احوال جهال، ای عزیز!
این بودشان پایهٔ قدر و تمیز

واجبی را در خیال، این گمرهان
کرده‌اند از جهل خود، ممکن گمان

داده نسبت بخل یا غفلت به وی
در مقایل، خویش را دانسته شیء

غیر ممکن، کی ز ممکن کرد فرق
آنکه در دریای تشبیه است غرق

تا نشد اوصاف امکانیش فهم
کی تواند دید کوته، دست وهم

ساحت عزت، چه سان داند بری
از خلاء و سطح و بعد جوهری

تا ندانسته است اعراض عدد
بر چه معنی خواهدش گفتی احد

هرچه گوید، در رضا و در غضب
زان منزه‌دان، جناب قدس رب

گرچه تقدیس خداوند صمد
از ره تقلید هم ممکن بود

زان جهت گوییم: جمعی از عوام
یافته در سلک اسلام، انتظام

لیک، این اسلام، حکم ظاهر است
تا برون آید ز گبر و بت‌پرست

گرنه فضل از حق خود دارد قبول
کی شود مقبول تقلید اصول

بلکه آن تقلید هم از مشکلات
اصل مطلب چون بود از غامضات

ز آن، نبی مجمل رساند اول پیام
که در آن منظور بودش خاص و عام

رفته رفته، عقلها چون شد قوی
یافت بسطی مجملات معنوی

آنکه از علم سیر دارد خبر
کرده در اقوال معصومین نظر

دیده اجمالات و تفصیلاتشان
در تکلم، مختلف حالاتشان

سائلی پرسید از تفویض و جبر
تا شناسد، کیست در امت چو گبر

گفت: تفویض، آنکه اعمال تمام
حق مفوض کرده باشد بر آنام

راست گفت؛ این نیز تفویضی بدست
لیک، آن نه کز پیمبر واردست

چون نبودش تاب استعداد و درک
کرد زان تفسیر، این تفیض، درک

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}