بخش ۳ - الضلال المبین

فصل ششم

گیرد از کسب خویش رزق حرام
قَدَری، اینت حمق و جهل تمام

شبهۀ او که منشأ شر شد
با جوابش بسی مکرّر شد

بازخوان و بدان یکایک را
تا کند زایل از تو این شک را

تا کی آخر از این دوروئی تو
فتنۀ خلق و هرزه گوئی تو

یا مسلمان محض شو در دین
یا بکلّی طریق کفر گزین

همه دانند مردم از که و مه
که زن قحبه از مخنّث به

چون نه اینی نه آن، همان و همین
کرده دور از خودت به صد نفرین

زان منافق همیشه نام تو شد
«اسفل السافلین» مقام تو شد

از مسلمانی این صفت دور است
زانکه از شرک​های مستور است

اندرین ره ترا بسی بیم است
چاره تفویض یا نه تسلیم است

هرکه در بحر دست و پای زند
نفس خود را بدان تباه کند

وان غریقی که تن در آب دهد
هست ممکن کز آن بلا برهد

اندر آب اوفتاده​ای زنهار
قوّت خویش را بدو بسپار

آنکه خود را در آب مرده شناخت
موج دریاش هم برون انداخت

زانچنان بحر مظلم خونخوار
تخته​ای نادر اوفتد به کنار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}