غزل شمارهٔ ۱۰۴

غزلیات

هر تُنُک‌ظرفی ننوشد خونِ گرمِ تاک را
جامی از فولاد باید آبِ آتشناک را

عقدهٔ دل را به زورِ اشک نتوان باز‌ کرد
گریه نتواند گره از دل گشودن تاک را

عقل در اصلاح ما بیهوده می‌سازد دماغ
چوُن جنونِ دوری از سر می‌رود افلاک را؟

صائب از فکرِ گلوسوزِ تو لذّت می‌برد
هر که می‌داند زبانِ شعلهٔ ادراک را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}