غزل شمارهٔ ۱۱۵

غزلیات

کرده‌ام بر خود گوارا تلخیِ دشنام را
دیده‌ام در عینِ ناکامی جمالِ کام را

انتقامِ هرزه‌گویان را به خاموشی گذار
تیغ می‌گوید جوابِ مرغِ بی‌هنگام را

کامِ خود شیرین اگر خواهی، به کامِ خلق باش
تلخ باشد کام دایم مردمِ ناکام را

نقشِ موم و شعله هرگز راست ننشیند به هم
روی از فولاد باید سیلی ایام را

لعل سیرابش زکاتِ بوسه بیرون می‌کند
کیست تا آرد به یادش صائبِ گمنام را؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}