غزل شمارهٔ ۵۴۱

غزلیات

وصل و هجرست یکی چشم و دل حیران را
که زر و سنگ تفاوت نکند میزان را

کار موقوف به وقت است که چون وقت رسید
خوابی از بند رهانید مه کنعان را

اشک اگر پای شفاعت نگذارد به میان
که جدا می کند از هم دو صف مژگان را؟

به که ارباب شفاعت به سر خویش زنند
نکهت منت اگر هست گل احسان را

گر شود دولت بیدار مساعد روزی
صائب آن نیست فراموش کند یاران را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}