غزل شمارهٔ ۶۱۹

غزلیات

ز درد و داغ محبت سرشته اند مرا
در آفتاب قیامت برشته اند مرا

دل از مشاهده من کباب می گردد
به آب چشم یتیمان سرشته اند مرا

فنای من به نسیم بهانه ای بندست
به خاک با سر ناخن نوشته اند مرا

چگونه سبز شود دانه ام، که لاله رخان
به روی گرم، مکرر برشته اند مرا

ز من به نکته رنگین چو لاله قانع شو
که از برای درودن نکشته اند مرا

به کار بخیه زخمی نیامدم هرگز
ازین چه سود که هموار رشته اند مرا؟

غنیمت است که کارآگهان عالم غیب
به حال خویش چو صائب نهشته اند مرا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}