غزل شمارهٔ ۶۶۲

غزلیات

رسیده است به معراج اوج پستی ما
هزار پایه کم از نیستی است هستی ما

به هر چه چشم گشادیم، عشق می بازیم
گرفت روی زمین را صنم پرستی ما

نسیم صبح فنا تیغ بر کف استاده است
نفس چگونه برآرد چراغ هستی ما؟

به گوش، خنده مینای می گران آید
ز بس که هست سبکروح، خواب مستی ما

غذای روح به تن می دهیم از غفلت
به خویش خاک ببالد ز تن پرستی ما

غنیمت است دمی آب خوش درین عالم
به ذوق آب خمارست می پرستی ما

شبی که سایه کند می به جام ما صائب
سیاه روز نگردد چراغ هستی ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}