غزل شمارهٔ ۶۷۲

غزلیات

غم حساب ندارم ز میْ‌پرستی‌ها
که نیست قابل تعبیر، خواب مستی‌ها

به قدر آنچه شوی پست، سربلند شوی
گرفته‌ایم عیار بلند و پستی‌ها

نسیم جاذبه‌ای پیش راه ما بفرست
که گشت سد ره ما غبار هستی‌ها

که می‌کند سر زلف حواس ما را جمع؟
به غیر بی‌خودی عشق و خواب مستی‌ها

بگیر سر خط عبرت ز قطع زلف ایاز
کشیده دار عنان درازدستی‌ها

به وصل او نرسیدم ز مفلسی صائب
سیاه در دو جهان روی تنگدستی‌ها!

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}