غزل شمارهٔ ۱۴۹۸

غزلیات

شور شیرین سخنان در به هم آمیختن است
سرمه ناله زنجیر ز هم ریختن است

امتحان کردن شمشیر به این خاک نهاد
جرعه اول مینا به زمین ریختن است

ساختن غالیه آلود سر زلف ترا
مشک را با جگر سوخته آمیختن است

مژه ها را به هم افکنده ز شوخی چشمش
مست را کار همین فتنه برانگیختن است

دل به تار نفس سست مبند از غفلت
که بر هر دم زدن آماده بگسیختن است

بر سر داغ کهن، داغ نهادن صائب
گل ز بسیاری گل بر سر هم ریختن است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}