غزل شمارهٔ ۱۷۵۶

غزلیات

چه شوخی از نگه بیگناه ما شده است؟
که شرم تشنه به خون نگاه ما شده است

خدای تیغ ترا مهربان ما سازد
که سخت جانی ما سنگ راه ما شده است

ز طعن اهل ملامت چه پشت سر خاریم؟
کنون که سنگ ملامت پناه ما شده است

ز گرد بالش داغ جنون چه سر پیچیم؟
که این ز روز ازل تکیه گاه ما شده است

به غیر پنجه خونین، دگر کدامین گل
عزیز کرده طرف کلاه ما شده است؟

رخش که آینه را رو به خاک می مالید
ز خط سبز، بلای سیاه ما شده است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}