غزل شمارهٔ ۲۲۴۹

غزلیات

بی یار بهار دلنشین نیست
این پنبه داغ یاسمین نیست

صد شکر، به دست کوته من
صد بند ز چین آستین نیست

در دامن برگ پا شکسته است
داغ دل لاله خوش نشین نیست

در خانه او چو خانه زین
پایم ز نشاط بر زمین نیست

نزدیکان را نمی شناسد
فریاد که یار دوربین نیست

در زیر لبش هزار عذرست
امروز که چینش بر جبین نیست

من بلبل غنچه حجابم
بیزارم از آنچه شرمگین نیست

هر کس که شنید فکر صائب
حرفی به لبش جز آفرین نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}