غزل شمارهٔ ۳۷۰۱

غزلیات

ز می‌ پرستی خود لاله برنمی‌گردد
شب سیاه درونان سحر نمی‌گردد

دمید خط و دل سخت یار نرم نشد
ز دود، دیده آیینه تر نمی‌گردد

دلیل راحت ملک عدم همین کافی است
که هرکه رفت به آن راه برنمی‌گردد

مدار چشم اقامت ز دولت دنیا
که آفتاب ملول از سفر نمی‌گردد

درین محیط که از صدق می‌گشاید لب؟
که چون دهان صدف پرگهر نمی‌گردد

ز شست صاف تو صیدی که می‌گشاید لب؟
کباب تا نشود باخبر نمی‌گردد

مکن ز چتر مرصع به بی‌کلاهان فخر
که پیش تیر حوادث سپر نمی‌گردد

درین ریاض به جز آب تیشه، نخل امید
ز هیچ آب دگر بارور نمی‌گردد

ز آفتاب دل ذره سرد شد صائب
دل من است که از یار برنمی‌گردد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}