غزل شمارهٔ ۳۷۲۶

غزلیات

غریق عشق چه اندیشه از خطر دارد؟
ز سر گذشته چه پروای دردسر دارد؟

اثر مجو ز دعا تا دلت درست بود
که در شکستگی این بیضه بال و پر دارد

پسر تلاش یتیمی کند ز حسن غریب
صدف چه آبله ها در دل از گهر دارد

کسی ز قید جهان همچو سرو آزادست
که با هزار گره دست بر کمر دارد

به شیشه باده پر زور کار سنگ دارد
ز بیقراری من آسمان خطر دارد

چنان که از سگ خاموش راهرو ترسد
ز آرمیدگی نفس، دل حذر دارد

چو نیست قسمت صائب حدیث تلخی ازو
چه سود ازین که لبت تنگها شکر دارد؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}