غزل شمارهٔ ۳۷۶۲

غزلیات

فروغ روی تو چون از نقاب می گذرد
عرق ز پیرهن آفتا می گذرد

به خون دل گذرد روزگار سوختگان
مدار شعله به اشک کباب می گذرد

ازین چه سود که در گلستان وطن دارم؟
مرا که عمر چو نرگس به خواب می گذرد

ز پیش خرمن من برق از کم آزاری
به آرمیدگی ماهتاب می گذرد

کسی چگونه کند هوش را عنانداری؟
که موج لاله و گل از رکاب می گذرد

بنای توبه سنگین ما خطر دارد
اگر بهار به این آب و تاب می گذرد

به تشنگی گذرد ز آب زندگی صائب
کسی که موسم گل از شراب می گذرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}