غزل شمارهٔ ۳۷۶۴

غزلیات

صباح مستی و شام خمار می‌گذرد
خوشی و ناخوشی روزگار می‌گذرد

اگر ز شش جهت آیینه پیش رو دارم
ز هفت پرده چشمم غبار می‌گذرد

بیا که جوش گل بوسه است روی ترا
مرو که عمر چو باد بهار می‌گذرد

هر آنچه از پسر ناخلف رود به پدر
ز اهل عصر بر این روزگار می‌گذرد

همیشه روی تو یک پیرهن عرق دارد
که آب گوهر بر یک قرار می‌گذرد

به دامن افق آن صبح شوربختم من
که عمر خنده من در خمار می‌گذرد

به غیر خامه دریانژاد من صائب
که از سر گهر شاهوار می‌گذرد؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}