غزل شمارهٔ ۳۹۱۵

غزلیات

سخنوران که درین بوستان نوا سازند
کباب یکدگر از شعله های آوازند

مبین به چشم حقارت شکسته بالان را
که در گرفتن عبرت هزار شهبازند

چگونه کاسه پرزهر مرگ را نوشند
جماعتی که بدآموز نعمت ونازند

شوندکامروا چون دعای دامن شب
جماعتی که مشکین خطان نظربازند

هلاک کنج لب وگوشه های آن چشمم
که دلپذیر تر از گوشه های شیرازند

ز رفتگان ره دشوار مرگ شد آسان
گذشتگان پل این سیل خانه پردازند

نمی رسند به معراج گفتگو صائب
جماعتی که به دعوی بلند پروازند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}