غزل شمارهٔ ۳۹۶۱

غزلیات

ز خانه مست برون آن نگار آمده بود
به اختیار نه بی اختیارآمده بود

شکفته روی وشلایین ومست وخواب آلود
به مدعای من دل فگار آمده بود

چو شاخ گل ز سراپاش خنده می بارید
گشاده روی تر از نوبهار آمده بود

خطر ز سایه خود داشت نخل نوخیزش
زبس که درخور بوس وکنار آمده بود

اگر چه بود ز مستی به هر طرف مایل
به جانب دل امیدوارآمده بود

چو آفتاب که آید برون ز چادر صبح
برون ز پرده شرم آن عذارآمده بود

پیاده بود به ظاهر چو گلبن نوخیز
ولی به بردن دلها سوارآمده بود

کمی نبود ز اسباب عیش بزمش را
برون ز خانه به قصد شکارآمده بود

هنوز بخت گرانخواب چشم می مالد
ز دولتی که مرا در کنار آمده بود

نبود شیوه او لطفی این چنین صائب
ز جذبه دل امیدوار آمده بود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}