غزل شمارهٔ ۳۹۹۶

غزلیات

ز هر نوا دل عشاق کی به جوش آید
ز عندلیب مگر ناله‌ای به گوش آید

چنان فسرده ز بیگانگی نگردیده است
که خونم از نگه آشنا به جوش آید

فغان من ز محرک غنی بود، ورنه
به ناخن دگران ساز در خروش آید

ز عیب او دگران نیز چشم می‌پوشد
به عیب مردم اگر دیده پرده‌پوش آید

به‌اختیار نیاید کس از بهشت برون
مگر ز میکده بیرون کسی به دوش آید

حضور روی زمین در بهشت بیهوشی است
به‌اختیار چرا آدمی به هوش آید

کتاب در گرو باده از فقیه گرفت
زیاده زین چه مروت ز می‌فروش آید

مرا به بزم رقیبان مخوان که هیهات است
که عندلیب به دکان گل‌فروش آید

ز خامشی دل افسرده گرم می‌گردد
چنان که در خم سربسته می به جوش آید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}