غزل شمارهٔ ۴۰۱۰

غزلیات

ز گل محافظت رنگ و بو نمی‌آید
به غیر لطف ز روی نکو نمی‌آید

صفای حسن بتان از دل گداخته است
ز آب آینه این شستشو نمی‌آید

ز جنبش مژه آسوده است قربانی
تردد از دل بی‌آرزو نمی‌آید

شود ز بخیه انجم فزون جراحت صبح
علاج سینه ما از رفو نمی‌آید

به پای خم برسانید مشت خاک مرا
که دستگیری من از سبو نمی‌آید

اگر ز سیل حوادث جهان شود ویران
بنای خانه‌به‌دوشی فرونمی‌آید

مریز آب رخ خود برای نان کاین آب
چو رفت نوبت دیگر به جو نمی‌آید

دل گداخته شوید غبار هستی را
ز چشمه دگر این شستشو نمی‌آید

فغان که شبنم ما همچو نقطه پرگار
برون ز دایره رنگ و بو نمی‌آید

زبان عشق نپیچد به حرف طول امل
به نوک خامه تقدیر مو نمی‌آید

دلی که ره به مقام رضا برد صائب
دگر به هیچ مقامی فرو نمی‌آید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}