شمارهٔ ۱۲۲

غزلیات

بی‌شب زلف تو سیه‌روزم
خسته‌ی روزگار کین توزم

محرم بزم خوبی تو منم
که به یک آه می برافروزم

تا تو را حسن نیک می‌سازد
چشم بد دور، خوش همی‌سوزم

مرهمی نِه، که بخت دلریشم
چینه‌ای ده، که بس نوآموزم

خرمی را به نقد شب خوش باش
تا چه از راز نسیه‌ی روزم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}