شمارهٔ ۱۲۳

غزلیات

چون با غم تو قرار گیرم
از هر دو جهان کنار گیرم

با بخت ز جیب سر بر آرم
چون دامن آن نگار گیرم

وز مرتبه دست خود ببوسم
کان طره مشکبار گیرم

بی محنتش ار، دمی بر آرم
حقا، که نه در شمار گیرم

نی زهره آنکه سنگ تشنیع
در شیشه روزگار گیرم

نی صبر، که بر کران نشینم
نی کام، که در کنار گیرم

چشمم همه خون شد و ندارم
آن چشم، که اعتبار گیرم

آن است صلاح من، که حالی
دنبال صلاح کار گیرم

پیروز شوم، اگر در این شغل
مردی چو اثیر، یار گیرم

نی نی فکند اثیر کردی
خاک در شهر یار گیرم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}