غزل شمارهٔ ۴۱۳۱

غزلیات

مردان ز جان خویش نه آسان گذشته اند
خون خورده اند تا ز سر جان گذشته اند

گردیده است آب دل رهروان عشق
تا از پل شکسته امکان گذشته اند

فردای باز خواست چه آسوده خاطرند
امروز آن کسان که ز سامان گذشته اند

از صدر تا رسند بزرگان به آستان
از عالم آستانه نشینان گذشته اند

پروانه حلاوت افکار صائبند
آن طوطیان که از شکرستان گذشته اند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}