شمارهٔ ۱۲۷

غزلیات

شبِ دوش، با دوست می خورده‌ام
بگو نوش، کز دست وی خورده‌ام

به خصل سبک باج جان برده‌ام
بد او، کران، ملک ری خورده‌ام

من و مجلس خاک در کل عمر
چنین می، کجا تا که کی خورده‌ام

ز کوثر نم، از خلد خود دیده‌ام
ز آتش تف، از ورد خوی خورده‌ام

نگیرد خمار و نگیرد تبم
به یک بار، تا ترک می خورده‌ام

بهار دلم، آب رز دان کز او
به تیغ سلم خون دی خورده‌ام

ز مستی، که بوده‌ست آگه نی‌ام
که کی خفته‌ام چند می خورده‌ام

خمیده چو چنگم خروشان چو نی
چنان بر تن چنگ و نی خورده‌ام

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}