غزل شمارهٔ ۴۲۰۲

غزلیات

ریزش چو شیشه هرکه به آوازه می کند
در هرپیاله زخم مرا تازه می کند

از صحبت آن که خاطر جمع است مطلبش
سی پاره را به تفرقه شیرازه می کند

رخسار چون بهشت تو در هر نظاره ای
ایمان من به خلد برین تازه می کند

امشب کراست عزم تماشای ماهتاب
کز هاله مه تهیه خمیازه می کند

آن روی چون گل است ز گلگونه بی نیاز
مشاطه خون عبث به دل غازه می کند

مستان برون ز عالم اندازه رفته اند
ساقی همان رعایت اندازه می کند

چون ابر حاصلش ز کرم شهرت است وبس
صائب کسی که جود به آوازه می کند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}