غزل شمارهٔ ۴۲۴۲

غزلیات

زین پیشتر متاع سخن رایگان نبود
گرد کسادی از پی این کاروان نبود

شعر بلند پا به سر عرش می نهاد
خورشید پایمال به هر آستان نبود

منقار بلند به شکر خنده باز بود
دشنام تلخ در دهن باغبان نبود

نازک شده است خاطر گل ورنه پیش ازین
در گوش باغ نغمه بلبل گران نبود

نام سرشک می برد وآه می کشد
چشمی که بی بدیهه اشک روان نبود

رندانه کرد عقل که از بزم زود رفت
مسکین حریف شیشه آتش زبان نبود

مرغ دل مرا به قفس ربط دیگرست
در قید بیضه بود که در آشیان نبود

از من مپرس لذت آغوش یار را
دستی که بود در کمرش در میان نبود

صائب چه خوب کرد کزاین ناکسان برید
سوداگر قلمرو سود و زیان نبود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}