غزل شمارهٔ ۴۲۷۴

غزلیات

از ترکتاز غم دل من شاد می‌شود
معمور این خرابه ز بیداد می‌شود

از سختی دل است یکی لطف و قهر یار
یکدست خط ز خامه فولاد می‌شود

در شیشه است جلوه دیگر شراب را
از خط سبز، حسن پریزاد می‌شود

مهجور ساخت شکوه مرا از حریم وصل
ز آتش سپند دور به فریاد می‌شود

ناقص شود به سعی هنرور ز کاملان
سنگ آدمی ز تیشه فرهاد می‌شود

در خواجگی نمی‌شود آزاد هیچ کس
هرکس که بندگی کند آزاد می‌شود

بی‌یاد حق مباش درین دامگه که صید
غافل چو گشت قسمت صیاد می‌شود

ز اقبال بی‌زوال، سلیمان روزگار
سال دگر خلیفه، بغداد می‌شود

صائب کسی که بر خط فرمان نهاد سر
فرمانروای عالم ایجاد می‌شود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}