غزل شمارهٔ ۴۲۹۰

غزلیات

تا غنچه شکایت من وا نمی شود
این عقده ها ز زلف سخن وا نمی شود

صد خنده بلبل از گل تصویر وا کشید
آن غنچه لب هنوز به من وا نمی شود

زنگ کدورت از دل غربت پرست من
بی صیقل جلای وطن وانمی شود

از سنگ کودکان بتراشید لوح من
کاین خار خار از سر من وا نمی شود

خوش وقت بلبلی که تواند صفیر زد
زافسردگی لبم به سخن وانمی شود

ای عقل خشک مغز برو دردسر ببر
بی باده طبع اهل سخن وا نمی شود

صائب کجا رویم، که هر جاکه می رویم
از سر هوای حب وطن وا نمی شود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}