غزل شمارهٔ ۴۳۴۲

غزلیات

طفل است و غم نالهٔ ما هیچ ندارد
این غنچه سر و برگ صبا هیچ ندارد

پیداست ز هر قطرهٔ شبنم که درین باغ
عشقی که هوایی است بقا هیچ ندارد

گفتم به تهیدستی امّید ببخشای
گفتا الف قامت ما هیچ ندارد

نخل قد او دید و ز شرم آب نگردید
شاخ گل این باغ، حیا هیچ ندارد

صائب چه عجب گر دلت از هند سیه شد
این خاکِ سیه نور و صفا هیچ ندارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}