غزل شمارهٔ ۴۳۵۱

غزلیات

دل راه در آن زلف گرهگیر ندارد
دیوانه ما طالع زنجیر ندارد

مژگان بلند تو رساتر ز نگاه است
حاجت به پر عاریه این تیر ندارد

در دیده آن کس که به معنی نبرد راه
زندان بود آن خانه که تصویر ندارد

پیری نه شکستی است که اصلاح توان کرد
بر در زدن ازان خانه که تعمیر ندارد

از هرزه درایی اثر از بانگ جرس خاست
بسیار چو شد زمزمه تأثیر ندارد

پرشور شد آفاق ز بانگ قلم من
فریاد نیستان مرا شیر ندارد

در سینه هر کس که نباشد الف آه
صائب چو نیامی است که شمشیر ندارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}