غزل شمارهٔ ۴۷۰۱

غزلیات

اگر چه دردلم از ترکش است افزون تیر
همان به شست تو خمیازه می کشم چون تیر

به بال عاریه دارم طمع ز ساده دلی
که از سپهر مقوس برون جهم چون تیر

کند جلای وطن سرخ روی مردان را
که در کمان نکند روی خویش گلگون تیر

نمی شود دو جهان سنگ ره خداجو را
کز این دو خانه به یکبار می جهد چون تیر

مکن به حرف بزرگان زبان طعن دراز
ز عقل نیست فکندن به سوی گردون تیر

به لب ز سینه به تدریج می رسد آهم
به یک نفس نکند قطع بر مجنون تیر

چو سود آه ندامت چو فوت شد فرصت؟
به صید کشته، زترکش میار بیرون تیر

به خاک و خون سفرش منتهی شود صائب
به بال عاریه هر کس سفر کند چون تیر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}