غزل شمارهٔ ۵۰۹۴

غزلیات

شده است از شوق تیغ جان ستانش
وبال خضر، عمر جاودانش

به جای نافه دل بر خاک ریزد
ز زلف و کاکل عنبرفشانش

غبار آلوده گرد کسادی است
نسیم پیرهن در کاروانش

چه باغ است این که دلها را کند آب
ز پشت در صدای باغبانش

ز حیرت آنقدر فرصت ندارم
که درد خود کنم خاطرنشانش

چنان ناسازگارست آن جفا جوی
که نتوان ساخت پیغام از زبانش

ندارد برگ سبزی رنگ، صائب
با این سامان ز باغ و بوستانش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}